0

نگاهی به رخدادهاى عصر امام صادق علیه السلام

  • کد خبر : 160
  • ۲۰ شهریور ۱۳۹۱ - ۴:۴۸
نگاهی به رخدادهاى عصر امام صادق علیه السلام

 ۱- ششمین اختر تابناك آسمان امامت ‏حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در روز جمعه ‏۱۷ ربیع‎الاول سال‏۸۳ هجرى در مدینه و در زمان ‏عبدالملك بن مروان بن حكم دیده به جهان گشود. مادر آن حضرت‏ «ام فروه‏» دختر قاسم (۱) بن محمد بن ابوبكر مى‏باشد. ایشان در سال ۱۴۸ هجرى به دستور منصور عباسى […]

 emam-sadegh1 نگاهی به رخدادهاى عصر امام صادق علیه السلام۱- ششمین اختر تابناك آسمان امامت ‏حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در روز جمعه ‏۱۷ ربیع‎الاول سال‏۸۳ هجرى در مدینه و در زمان ‏عبدالملك بن مروان بن حكم دیده به جهان گشود. مادر آن حضرت‏ «ام فروه‏» دختر قاسم (۱) بن محمد بن ابوبكر مى‏باشد. ایشان در سال ۱۴۸ هجرى به دستور منصور عباسى به وسیله انگور زهرآلود مسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع و در جوار ائمه بقیع (۲) قرار دارد. (۳)

۲- امام صادق علیه السلام مدت ۱۲ تا ۱۵ سال بنابر اختلاف با امام ‏سجاد علیه السلام و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت ‏۱۹ سال با امام ‏باقر علیه السلام زندگى كرد و توانست ‏به مقدار لازم از خرمن دانش این دو بزرگوار، خوشه‏چینى نماید. مدت امامت ایشان ۳۴ سال به طول ‏انجامید (۴) كه ۱۸ سال در دوره اموى و ۱۶ سال در دوره عباسى‏ بوده است. (۵)

۳- خلفاى اموى معاصر امام جعفر صادق علیه السلام به ترتیب عبارتند از:

هشام بن عبدالملك (۱۱۴- ۱۲۵)، ولید بن یزید بن عبدالملك(۱۲۶- ۱۲۵)، یزید بن ولید بن عبدالملك (۱۲۶)، ابراهیم بن ولید بن عبدالملك (۲ ماه و ۱۰ روز از سال‏ ۱۲۶) و مروان بن محمد معروف به مروان حمار(۱۳۲- ۱۲۶).

خلفاى عباسى معاصر امام علیه السلام عبارتند از: ابوالعباس عبدالله بن ‏محمد(۱۳۷- ۱۳۲) و ابوجعفر منصور دوانیقى (۱۳۷- ۱۴۸).

۴- از امام جعفر صادق علیه السلام هفت پسر و سه دختر بر جاى ماند كه ‏عبارتند از:

«اسماعیل‏»، «عبدالله‏» و «ام فروه‏» كه مادرشان فاطمه بنت‏الحسین بن على بن حسین علیه السلام است.

«امام موسى كاظم‏»، «اسحاق‏» و «محمد» كه مادرشان حمیده‏خاتون مى‏باشد. و «عباس‏»، «على‏»، «اسماء» و «فاطمه‏» كه ‏هر یك از مادرى به دنیا آمده‏اند. (۶)

۵- در یك دسته بندى، زندگانى امام جعفرصادق علیه السلام را مى‏توان به ‏سه دسته كلى تقسیم نمود:

الف- زندگانى امام در دوره امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام‏كه تقریبا نیمى از عمر حضرت را به خود اختصاص مى‏دهد. در این ‏دوره امام صادق علیه السلام از علم و تقوا و كمال و فضیلت ‏آنان در حد كافى بهره‏مند شد.

ب- قسمت دوم زندگى امام جعفر صادق علیه السلام از سال ۱۱۴ هجرى تا ۱۴۰هجرى مى‏باشد. در این دوره امام از فرصت مناسبى كه به وجود آمد، استفاده نمود و مكتب جعفرى را به تكامل رساند. در این مدت،۴۰۰۰ دانشمند تحویل جامعه داد و علوم و فنون بسیارى را كه ‏جامعه آن روز تشنه آن بود، به جامعه اسلامى ارزانى داشت.

emam-sadegh نگاهی به رخدادهاى عصر امام صادق علیه السلامج- هشت‏ سال آخر عمر امام قسمت‏ سوم زندگى ایشان را تشكیل‏مى‏دهد. در این دوره، امام بسیار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسى قرار داشت. در این دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب‏ جعفرى عملا تعطیل گردید. (۷)

۶- در عصر امام صادق علیه السلام حكومت اموى منقرض شد. عواملى كه منجر به انقراض سلسله اموى شد عبارتند از:
امام صادق علیه السلام

۱- حكومت موروثى استبدادى.

۲- تحریف حقایق توسط محدثان مزدور و روحانیون دربارى.

۳- مخالفت علنى و آشكار با سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و قرآن كریم.

۴- اهانت ‏به حرمین شریفین.

۵- سوء استفاده از بیت المال مسلمین.

۶- كامجویى و هوسرانى و میگسارى و ساز و آواز.

۷- گرایش به تجملات و زیور آلات.

۸- تعصب عربى و تحقیر موالى (غیر اعراب).

۹- اختلافات و درگیرى‏هاى داخلى و نژادى.

۱۰- قتل و غارت مسلمین خصوصا فرزندان بنى‏هاشم.

۱۱- قیام مسلحانه شیعیان.

۱۲- تعطیل شدن امر به معروف و نهى از منكر به سبب خشونت ‏حكمرانان.

۱۳- رواج شعارها و سنت‏هاى جاهلى. (۸)

۷- بنى‏العباس در اواخر دوره بنى‏امیه از فرصت ‏سیاسى كه به وجود آمده بود، استفاده كردند و حكومت را در سال ۱۳۲ هجرى قمرى به ‏دست گرفتند. (۹) و تا سال ‏۶۵۶ هجرى قمرى حكومت كردند. سیاست‏ عباسیان تا زمان معتصم بر مبناى حمایت از ایرانیان و تقویت علیه ‏اعراب بود. صد ساله اول حكومت عباسى براى ایرانیان، عصر طلایى ‏بود. چه آن‏ كه برخى از وزراى ایرانى همانند برامكه و فضل بن سهل ‏ذوالریاستین بعد از خلیفه، بزرگترین قدرت به شمار مى‏رفتند. (۱۰)

۸- روساى بنى‏هاشم اعم از عبدالله محض و پسرانش محمد و ابراهیم ‏و هم‏چنین بنى‏العباس به نام‏هاى ابراهیم امام، ابوالعباس سفاح، ابوجعفر منصور دوانیقى و عموهاى اینها، در محلى به نام‏«ابواء» (۱۱) نهضت ضد اموى را از سال ۱۰۰ هجرى آغاز كردند. و چون بنى‏العباس زمینه را براى خودشان مهیا نمى‏دیدند، با «محمد نفس زكیه‏» (۱۲) به عنوان مهدى امت ‏بیعت كردند. (۱۳)

۹- بعد از آن كه روساى بنى‏هاشم با محمد بیعت كردند، از امام‏ جعفر صادق علیه السلام نیز دعوت نمودند كه با محمد به عنوان مهدى امت ‏بیعت كند ولى حضرت به آنها فرمود كه در نزد ما اسرارى است. این ‏پسر، مهدى امت نیست و وقت ظهور نیز فرا نرسیده است. حضرت در آن ‏جلسه بیان داشتند كه ابوالعباس سفاح و برادرانش به خلافت ‏خواهند رسید و به عبدالعزیز بن عمران زهرى فرمود كه ابوجعفر منصور قاتل محمد و برادرش ابراهیم خواهد شد. (۱۴)

۱۰- مبلغان بنى‏عباس در آغاز، مردم را با عنوان «الرضا من آل‏ محمد» یا «الرضى من آل محمد» تبلیغ مى‏كردند. دو تن از ماهرترین‏شان عبارت بودند از: «ابوسلمه خلال‏» و «ابومسلم‏خراسانى‏».

ابوسلمه كه به وزیر آل محمد لقب گرفت، در كوفه مخفیانه تبلیغ ‏مى‏كرد و ابومسلم كه به امیر آل محمد ملقب شد، در خراسان مردم‏ را بر علیه دستگاه حاكمه اموى مى‏شوراند. (۱۵)

یكى از كارهاى زشت ابومسلم این بود كه نسبت ‏به ابوسلمه حسادت ‏مى‏ورزید. نامه‏هایى به سفاح و عموهاى سفاح نوشت و به آنها اطلاع ‏داد كه ابوسلمه قصد دارد خلافت را از آل‏عباس به نفع آل ابى‏طالب ‏تغییر دهد. ولى سفاح نپذیرفت و گفت: چیزى بر من ثابت نشده است.

ابومسلم وقتى كه فهمید ابوسلمه از توطئه او آگاه است، عده‏اى را مامور كرد كه هنگام برگشت ابوسلمه از نزد سفاح، او را شبانه ‏به قتل برسانند. (۱۶) و چون قاتل یا قاتلین از اطرافیان سفاح ‏بودند، خون ابوسلمه لوث شد و خوارج را به عنوان قاتل معرفى‏كردند. (۱۷)

۱۱- مسعودى در مروج الذهب(۱۸) مى‏نویسد: ابوسلمه بعد از كشته ‏شدن ابراهیم امام به این فكر افتاد كه خلافت را از آل‏عباس به‏ نفع آل‏ابى‏طالب تغییر دهد. نامه‏اى در دو نسخه براى امام جعفر صادق علیه السلام و عبدالله محض نوشت و به مامور گفت: این دو نامه را مخفیانه به امام جعفر صادق علیه‎السلام بده و اگر قبول كرد، نامه دیگر را از بین ببر و اگر نپذیرفت، نامه دوم را براى عبدالله ببر و طورى عمل كن كه هیچ كدام نفهمند كه براى دیگرى نامه نوشتم.

فرستاده، نامه را اول براى امام برد. ایشان قبل از آن كه ‏نامه را مورد مطالعه قرار دهد، به آتش گرفت و آن را سوزاند و بیان داشت كه ابوسلمه شیعه و طرفدار ما نیست. فرستاده، نامه ‏دیگر را به عبدالله محض داد كه بسیار خوشحال و مسرور گردید.

صبح زود نزد امام صادق علیه السلام آمد و جریان را اطلاع داد. امام به او گفت كه ابوسلمه عین این نامه را براى من نیز نوشته بود ولى آن‏ را سوزاندم. به او گفت: ابوسلمه طرفدار ما نیست. از چه زمان ‏اهل خراسان شیعه تو شده‏اند كه مى‏گویى شیعیان ما نوشته‏اند؟ آیا تو ابومسلم را به خراسان فرستادى؟ آیا تو به آنها گفتى لباس‏ سیاه بپوشند و آن را شعار خود قرار دهند…؟ عبدالله از این ‏سخنان ناراحت ‏شد و شروع به بحث ‏با امام نمود. (۱۹)
امام صادق علیه السلام

۱۲- در بررسى نامه ابوسلمه باید گفته شود كه این جریان مقارن‏ ظهور بنى‏العباس است و ابومسلم شدیدا در فعالیت است كه ابوسلمه‏ را از میدان به در كند و در این قضیه عموهاى سفاح نیز او را تایید و تقویت مى‏كنند.

با این وصفى كه مسعودى نوشته، معلوم مى‏گردد كه ابوسلمه مردى ‏سیاسى بوده و سیاستش از این ‏كه به نفع آل‏عباس كار كند، تغییر مى‏كند و چون هر كسى را نیز براى خلافت نمى‏توان معرفى نمود، سیاست‏مآبانه یك نامه را به هر دو نفر كه از شخصیت‏هاى مبرز بنى‏هاشم‏ هستند، از اولاد بنى‏الحسن «عبدلله محض‏» و از اولاد بنى‏الحسین‏ «امام صادق علیه السلام» مى‏نویسد كه تیرش به هر جا اصابت كرد، از آن ‏استفاده كند. بنابراین در كار ابوسلمه با توجه به وفاداریش به‏ بنى‏عباس و تثبیت ‏حكومت در خاندان آنها و دعوت از دو نفر براى‏ بیعت‏ با آنان، نشان دهنده جدى نبودن دعوت و آمیخته بودن آن با تزویر و عدم آگاهى از نظام واقعى امامت است و فقط مى‏خواسته كسى ‏را ابزار قرار دهد.

به علاوه این كار، كارى نبوده كه به نتیجه برسد و بهترین دلیل‏ آن، این است كه هنوز جواب نامه به دست ابوسلمه نرسیده بود كه ‏غائله به كلى خوابید و ابوسلمه از میان رفت. (۲۰)

۱۳- بعضى از كسانى كه ادعاى تاریخ‏شناسى دارند، با انكار و اعتراض مى‏پرسند كه چرا امام صادق علیه السلام در جواب نامه ابوسلمه چنان ‏برخوردى داشته است؟

در جواب به این افراد، باید گفته شود كه در این قضیه نه شرایط معنوى در كار بوده كه افرادى با خلوص نیت چنین پیشنهادى را بیان ‏كنند و نه شرایط ظاهرى و امكاناتى فراهم بوده كه بتوان به ‏واسطه آن اقدام عملى نمود. (۲۱)

علت ‏خوددارى و امتناع امام صادق علیه السلام از قبول درخواست ابوسلمه:

اولا این بود كه امام مى‏دانست ‏بنى‏عباس ساكت نخواهند نشست و امام‏ را به شهادت مى‏رسانند. بدون آن ‏كه شهادت امام هیچ فایده و اثرى ‏براى اسلام و مسلمین داشته باشد.

ثانیا در آن عصرى كه امام مى‏زیست، آنچه كه براى جامعه اسلامى ‏بهتر و مفیدتر بود، رهبرى نهضت علمى، فكرى و تربیتى بود كه اثر آن تاكنون هست؛ كما این ‏كه در عصر امام حسین علیه السلام آن نهضت ضرورت داشت ‏كه اثرش هنوز نیز باقى است. (۲۲)

۱۴- از سال ‏۱۲۹ هجرى تا ۱۳۲ هجرى كه عباسیان روى كار آمدند؛ چون بنى‏امیه رو به ضعف و سقوط مى‏رفتند، فرصت این ‏كه امام را تحت فشار قرار دهند، نداشتند و از طرفى عباسیان نیز كه شعار طرفدارى از خاندان پاك پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و گرفتن انتقام خون بناحق ‏ریخته آنان را مى‏دادند، به امام فشارى وارد نمى‏آوردند. از این‏رو، این دوران، براى امام دوران آرامش و آزادى بود و فرصت ‏بسیار خوبى براى فعالیت‏هاى علمى و فرهنگى به‏شمار مى‏رفت، فرصتى‏ كه براى هیچ‏ یك از امامان دیگر به غیر از امام باقر علیه السلام كه ‏اندكى از این فرصت ‏براى ایشان به وجود آمد و فعالیت علمى را شروع كرده بود. و هم‏ چنین براى امام رضا علیه السلام فراهم نگشت. ولى‏ امام صادق علیه‎السلام هم عمر طولانى(حدود ۷۰ سال) داشتند و هم محیط و زمان براى ایشان مساعد بود.(۲۳)

۱۵- در زمان امام جعفر صادق علیه السلام در جامعه اسلامى شور و نشاط فوق‏العاده‏اى پیدا شد كه منشا جنگ عقاید گردید. به ‏طور خلاصه مى‏توان ‏عوامل مؤثر در این نشاط را در چهار مورد بررسى كرد:
امام صادق علیه السلام

الف- محیط آن دوره، محیط كاملا مذهبى و اسلامى بود و مردم تحت‏انگیزه‏هاى مذهبى، زندگى مى‏كردند. تشویق‏هاى پیامبر به علم و دانش و تشویق و دعوت‏هاى قرآن كریم به علم و تعلم و تفكر و تعقل، عامل اساسى این نهضت و شور و نشاط بود.

ب- نژادهاى مختلفى كه سابقه فكرى و علمى داشتند، در دنیاى ‏اسلام وارد شدند و تحولاتى را در جامعه ایجاد كردند.

«جهان وطنى اسلامى‏» (۲۴) عامل سومى بود كه زمینه را مساعد مى‏كرد. اسلام با وطن‏هاى آب و خاكى مبارزه كرده بود و وطن را «وطن اسلامى‏» تعبیر مى‏كرد كه هر جا اسلام هست، آنجا وطن است و در نتیجه تعصبات نژادى تا حدود بسیار زیادى از میان رفته بود. به ‏طورى كه نژادهاى مختلف با یكدیگر همزیستى داشتند. (۲۵)

د- عامل دیگرى كه زمینه‏ این جهش و جنبش را فراهم مى‏كرد، «تسامح و تساهل دینى‏» بود. (۲۶) یعنى مسلمانان به ‏خاطر همزیستى‏ با اهل كتاب، آنها را تحمل مى‏كردند و آن را برخلاف اصول دینى ‏خود نمى‏پنداشتند. در آن زمان اهل كتاب، اهل علم و دانش بودند كه وارد جامعه اسلامى شده بودند و مسلمین نیز مقدم آنها را گرامى مى‏شمردند. در نتیجه در همان عصر اول، معلومات آنها را گرفتند و در عصر بعدى، خود در راس جامعه اسلامى قرار گرفتند. (۲۷)

۱۶- امام صادق علیه السلام در عصرى زیست كه علاوه بر حوادث سیاسى، یك‏ سلسله حوادث اجتماعى و پیچیدگى‏ها و ابهام‏هاى فكرى و روحى پیدا شده بود كه اسلام را تهدید مى‏كرد. ظهور متكلمان (۲۸)، صوفیه (خشكه‏مقدس‏ها) (۲۹)، زنادقه (۳۰)، مكتب‏ها و نحله‏هاى مختلف فقهى ‏جبریه، مشبهه، تناسخیه و … (۳۱) اختلاف قرائت، اختلاف در تفسیر، و رشد گروه خوارج و مرجئه از آن جمله بودند. (۳۲) هر كدام عقاید خود را ترویج مى‏كردند و به نحوى نظر مى‏دادند. از این رو، تشنگى ‏عجیبى به وجود آمده بود كه لازم بود امام به آنها پاسخ مناسب‏ گوید.

۱۷- امام صادق علیه السلام با تمامى این جریاناتى كه وجود داشت، برخورد كرد. از نظر قرائت و تفسیر، یك عده شاگردان امام هستند. در باب‏ نحله‏هاى فقهى هم كه مكتب امام صادق علیه السلام قوى‏ترین و نیرومندترین ‏مكتب‏هاى فقهى آن زمان بوده، به ‏طورى كه اهل‏ تسنن هم اعتراف ‏نمودند. ابوحنیفه (۳۳) و مالك (۳۴) شخصا از محضر امام استفاده ‏كردند و مالك بارها از مدینه به خدمت امام مى‏رسید و از وجود ایشان استفاده مى‏برد. شافعى و احمد بن حنبل نیز از شاگردان ‏شاگردان امام هستند. (۳۵)

امام صادق علیه السلام با در نظر گرفتن نیاز شدید جامعه و آمادگى زمینه ‏اجتماعى مناسب، دنباله نهضت علمى و فرهنگى پدرش را گرفت و حوزه ‏علمى وسیعى به وجود آورد (۳۶) و در رشته‏هاى مختلف، شاگردان ‏بزرگى ‏همچون «هشام بن حكم كندى‏»، «محمد بن مسلم‏»، «ابان بن ‏تغلب‏»، «هشام بن سالم‏»، «معلى بن خنیس‏»، «محمد بن على بن‏ نعمان بجلى كوفى‏» معروف به «مؤمن ‏الطاق‏»، «مفضل بن عمر»،«ثابت ‏بن دینار» معروف به «ابوحمزه ثمالى‏»، «زرارة بن ‏اعین‏»، «جابر بن یزید جعفى كوفى‏»، «صفوان بن مهران جمال ‏اسدى كوفى‏» معروف به «صفوان جمال‏»، «عبدالله بن‏ ابى ‏یعفور»، «حمران بن اعین شیبانى‏»،«حمزه طیار»،«برید بن معاویه عجلى‏»، و … تربیت نمود. (۳۷)

۱۸- در دوره امام صادق علیه السلام، شیعیان و طرفداران امام با نوعى ‏پیوستگى فكرى و عملى، تشكیلاتى را به وجود آورده بودند و امام‏ صادق علیه السلام نیز با خلفا مبارزه مخفى مى‏كرد. نوعى جنگ سرد در میان ‏بود. معایب، مثالب و مظالم خلفاى جور به وسیله امام در دنیا پخش شد. حتى امام به منظور تبلیغ ولایت و امامت‏ خود، نمایندگانى به مناطق مختلف از جمله خراسان مى‏فرستاد.(۳۸)

فشار گسترده سیاسى حكام اموى و عباسى گویاى این حقیقت است‏ كه یاران امام به ‏خاطر مصون ماندن از گزند حكام زورگو، «تقیه‏» مى‏كردند. تاكیدهاى مكرر امام بر «تقیه‏» نشان دهنده فعال ‏بودن این تشكیلات به طور مخفى و تصمیم جدى حكومت ‏بر سركوب كردن‏ حركت‏ها است. برخى از روایت‏هاى موجود نشان مى‏دهد كه شیعیان به ‏شدت تحت فشار بودند.(۳۹) و از ترس شمشیر برهنه منصور، راه تقیه ‏را در پیش گرفتند. (۴۰)

جاسوسان اموى و عباسى، مراقب رفت و آمدهاى امام و اصحابشان‏ بودند. اگر كسى تماسى برقرار مى‏كرد، با كمال احتیاط این عمل را به انجام مى‏رساند. زیرا دستگاه خلافت اگر فردى را مى‏شناخت كه به اهل‏بیت علیهم السلام اظهار محبت مى‏كند، سرنوشت او با مرگ یا سیاهچال و زندان ابد، رقم مى‏خورد. چنان كه یكى از اطرافیان ‏امام زیر شلاق جان سپرد. (۴۱) به همین خاطر امام از بعضى از شیعیان روى برمى‏گرداند و حتى برخى را مورد سرزنش قرار مى‏داد. (۴۲)

۱۹- از رویدادهاى دیگر زندگى امام صادق علیه السلام فوت فرزند بزرگش ‏اسماعیل است كه بسیار مورد علاقه امام بود. طبق روایات، امام در مرگ او بسیار بى‏تابى و بدون ردا و با پاى برهنه دنبال جنازه او حركت مى‏كرد. (۴۳) امام والى مدینه و جمعى انبوه از معاریف و مشایخ مدینه را حاضر كرد و از همگى آنها دعوت نمود كه خوب به‏ چهره اسماعیل نگاه كنند كه آیا مرده ‏یا زنده است؟

همگى مرده بودن اسماعیل را تصدیق كردند. این عمل چند بار انجام ‏شد. سپس فرمود: خدایا! تو شاهد باش. و دست امام موسى كاظم علیه السلام را گرفت و فرمود: «هو حق و الحق معه و منه الى…»؛ او حق ‏است و حق با اوست تا ظهور امام غایب. (۴۴) اسماعیل در قبرستان ‏بقیع به خاك سپرده شد. (۴۵) فرقه اسماعیلیه منتسب به این فرزند امام مى‏باشند.

۲۰- از حوادث مهم دوره زندگى امام صادق علیه السلام كه در زمان خلافت ‏هشام بن عبدالملك، دهمین خلیفه اموى به وقوع پیوست، «جنبش‏ مسلحانه زید بن على» است. زید فرزند بزرگتر امام سجاد علیه السلام است (۴۶) كه در روز جمعه سوم صفر سال ۱۲۳-۱۲۱ هجرى قمرى بنا بر اختلافى كه وجود دارد (۴۷) در كوفه به همراهى ۵۰۰۰ نفر دست ‏به قیام زد و پس از دو روز درگیرى به شهادت رسید. یاران زید با تدابیر امنیتى شدیدى، پیكر بى‏جان او را دفن نمودند ولى با گزارش حفار، حاكم كوفه به گور دست‏ یافت و بعد از جدا كردن سر از بدن، پیكرش را در محله «كناسه‏» كوفه به مدت چهار سال به دار آویختند. (۴۸)
امام صادق علیه السلام

در باره ادعا یا عدم ادعاى امامت زید، گزارش‏هاى ضد و نقیضى نقل ‏شده است. (۴۹) در بعضى روایات كه از امام صادق علیه السلام وجود دارد، آمده است كه: «خدا زید را رحمت كند، او عالمى درست گفتار بود.» (۵۰) «او مردى با ایمان، عارف، دانشمند و درستكار بود. و اگر زمام امور را به ‏دست مى‏گرفت، مى‏دانست آن را به چه كسى‏ بسپارد.» (۵۱) «به خدا قسم عمویم زید راه شهداى حق را پیمود، راه شهیدانى كه در كنار رسول خدا صلی الله علیه و آله، على و حسین علیهماالسلام ‏شربت‏ شهادت نوشیدند.» (۵۲)

فلسفه قیام زید در چند امر، خلاصه مى‏گردد:

الف- انتقام خون شهداى كربلا.

ب- امر به معروف و نهى از منكر و اصلاح وضع موجود.

ج- تشكیل حكومت اسلامى و واگذارى آن به ائمه اطهار علیهم السلام.

۲۱- از حوادث دیگر در دوره زندگى امام صادق علیه السلام، «قیام یحیى ‏بن زید بن على‏» است كه در سال ۱۲۵ هجرى در خراسان و در زمان حكومت هشام بن عبدالملك صورت گرفت و در همین سال به شهادت‏ رسید. (۵۳)

۲۲- «قیام محمد نفس زكیه‏» از حوادث دیگر دوره امام صادق علیه السلام است. او در سال ۱۴۵ هجرى و به همراهى ۲۵۰ نفر از اصحاب خود در ماه رجب به عنوان خروج بر منصور عباسى به مدینه آمد و شهر را در تصرف خود در آورد. سرانجام در درگیرى با لشكر عیسى بن موسى‏ در اواسط ماه رمضان همان سال در سن ۴۰ سالگى به قتل رسید. (۵۴)

ابراهیم برادر محمد نیز بعد از قتل نفس زكیه، قیام كرد و در نزدیكى‏هاى كوفه كشته شد و بدین گونه پیش‏بینى امام صادق علیه السلام به‏ وقوع پیوست.

۲۳- در سال ‏۱۳۶ هجرى منصور دوانیقى دومین خلیفه عباسى، به ‏خلافت رسید و تا سال ۱۵۸ هجرى حكومت كرد. دوران منصور یكى از پراختناق‏ترین دوران‏هاى تاریخ اسلام است. به طورى كه حكومت ارعاب ‏و ترور، نفس‏هاى مردم را در سینه خفه كرده و وحشت، همه را فراگرفته بود. او براى استحكام پایه‏هاى حكومت‏ خود، افراد زیادى را به قتل رساند كه ابومسلم خراسانى را مى‏توان یكى از این افراد دانست. (۵۵)

مهم‏ترین مسئله‏اى كه منصور را به رنج و زحمت مى‏انداخت، وجود علویان كه در راس آنان شخص امام جعفر صادق علیه السلام قرار داشت، بود.

وى براى این كه شخصیت و عظمت امام را بكاهد، شاگردان امام‏ را رو در روى ایشان قرار مى‏داد تا با آن حضرت به مباحثه ‏برخیزند (۵۶) و امام را مغلوب كنند ولى موفق نگردید.

۲۴- از روزى كه منصور به حكومت رسید تا روز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام كه ۱۲ سال به طول كشید، با وجودى كه بین امام و منصور فاصله زیادى وجود داشت، زیرا امام در حجاز بودند و منصور در عراق مى‏زیست ولى به انواع مختلف، امام را مورد آزار و اذیت ‏خود قرار مى‏داد و چندین بار امام را نزد خود فراخواند تا او را به شهادت برساند ولى موفق به انجام نیت ‏شوم خود نشد. (۵۷)

منصور درباره امام صادق علیه السلام تعبیر عجیبى دارد. مى‏گوید: جعفر بن محمد مثل یك استخوان در گلوى من است؛ نه مى‏توانم بیرونش بیاورم و نه ‏مى‏توانم آن را فرو برم. نه مى‏توانم مدركى از او به دست آورم و كلكش را بكنم و نه مى‏توانم تحملش كنم. (۵۸)

منبع : سايت تبيان

لینک کوتاه : http://www.nrskh.ir/?p=160

برچسب ها

مطالب مشابه

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آمار